شمارهٔ ۷۲

غزلیات

هر کجا جلوه کند آن بت چالاک آنجا
خواهم از شوق کنم جامه جان چاک آنجا

مبریدم ز سر راهش اگر میرم زار
بگذارید خدا را که شوم خاک آنجا

مزن آتش به من ای آه در آن کوی مباد
دود خیزد ز سر این خس و خاشاک آنجا

شدم آواره شهری ز گرفتاری دل
که ز خونریز غریبان نبود پاک آنجا

پای جایی که نهد کاش گذارد اول
که به مژگان ز خس و خاک کنم پاک آنجا

دور ازان در گذرانم ز فلک ناوک آه
تا چه سان می گذراند دل غمناک آنجا

جامی از خون خود آلوده مکن صیدگهش
که نبندند چنین صید به فتراک آنجا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}