شمارهٔ ۱۱۳

غزلیات

تو حور جنتی اما ز چشم فتانت
ز بس که خاست بلا عذر خواست رضوانت

سحر به باغ گذشتی گشاد غنچه دهان
که بوسه ای برباید ز لعل خندانت

چو دست طوق تو سازم ز ضعف نشناسند
که هست بازوی من یا زه گریبانت

شد آفریده لبت زان زلال آب حیات
که بر لب آمده است از چه زنخدانت

ز شاخ وصل تو چون برخورم که آن مژه کرد
ز تیرهای بلا خاربست بستانت

مکن ز اشک نیازم به عشوه دامن ناز
که دست شعله آه من است و دامانت

حدیث عشق و غم درد جامی این همه چیست
اگر نه دفتر اعمال ماست دیوانت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}