شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

صد شاخ گل تازه نشاندم به هوایت
بازآ که یکی زان همه ننشست به جایت

بی نکهت پیراهن تو خرقه زدم چاک
ای غنچه خندان بگشا بند قبایت

مرغی ز دلم گر ز پس مرگ بسازند
جایی نپرد جز به در و بام سرایت

سایم به ته کفش تو رخ بهر تسلی
چون دسترسم نیست که بوسم کف پایت

هر چند به هر روی قفا می خورم از تو
هر جا که روی روی نتابم ز قفایت

هر کس به دعا دفع بلا می کند از خویش
یارب چه بلایی تو که جویم به دعایت

زانسان که گل از خار دمد در دل جامی
گل های وفا می دمد از خار جفایت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}