شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

مرا چو قبله نگردد به عیدگه رویت
ز عیدگه کنم آهنگ کعبه کویت

تو عید خلقی و قربانت آنکه مردم را
کشد به غمزه خون ریز چشم جادویت

اگر چه نیست درین عید رسم مه دیدن
نمی رود ز ضمیرم خیال ابرویت

گذشتم از هوس کعبه و طواف حرم
همین بس است مرا حج که بگذرم سویت

ز تاب هجر تو می سوختم بحمدالله
که سایه بر سرم انداخت سرو دلجویت

به ضبط مملکت دلبری گشادی دست
دعای خسته دلان باد حرز بازویت

برون خرام و مترس از گزند کز هر سو
هزار بنده چو جامی بود دعاگویت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}