شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

عاشق تو شهید تیغ بلاست
سرکوی تو روضة الشهداست

جان پاکان نثار مقدم توست
در رهت جان پاک خاک بهاست

هست از نیست گفت و گوی محال
آن دهان هست لیک نیست نماست

به میانت که سر غیب آمد
نیست دانا کسی خدا داناست

بی تو عشاق را وجودی نیست
ذره بی آفتاب ناپیداست

عاشق تو به کس نگیرد انس
در میان هزار کس تنهاست

نظم جامی ز شوق سرو قدت
وحی نازل ز عالم بالاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}