غزل 121 | این چه رخسار و چه خط وین چه لب است
این چه رخسار و چه خط وین چه لب است
وین چه چشم خوش و خال عجب است
زیر لب نقطه بود رسم چرا
نقطه خال تو بالای لب است
طلب حسن عنایت ز رخت
بنده را غایت حسن طلب است
شکل بالای تو شیرین نخلی ست
که ز نوشین لبت آن را رطب است
بی تو تنها نه شب ماست سیاه
روز ما بین که سیه تر ز شب است
ناید از بی ادبان شیوه عشق
مذهب عشق سراسر ادب است
سگ این در نه کنون شد جامی
عمرها شد که همینش لقب است
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}