شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

این چه رخسار و چه خط وین چه لب است
وین چه چشم خوش و خال عجب است

زیر لب نقطه بود رسم چرا
نقطه خال تو بالای لب است

طلب حسن عنایت ز رخت
بنده را غایت حسن طلب است

شکل بالای تو شیرین نخلی ست
که ز نوشین لبت آن را رطب است

بی تو تنها نه شب ماست سیاه
روز ما بین که سیه تر ز شب است

ناید از بی ادبان شیوه عشق
مذهب عشق سراسر ادب است

سگ این در نه کنون شد جامی
عمرها شد که همینش لقب است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}