شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

یاقوت لب تو قوت جان است
وصل تو حیات جاودان است

زلف تو بر آفتاب تابان
از شعر سیاه سایه بان است

بستی به لباس کج کلاهان
بر موی کمر که این میان است

راندی به لب شکر دهانان
در هیچ سخن که این دهان است

در هر آنی تویی به شانی
ما اعظم شانک این چه شان است

هر چند به هر زبان ز عشقت
هر لحظه هزار داستان است

زان دم که تو را شناخت جامی
مهر خمشیش بر زبان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}