شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

صبح دولت را فروغ از آفتاب روی توست
قبله رندان مقبل گوشه ابروی توست

دمبدم عرضه مده خوبان شهر آشوب را
کز همه عالم همین میل دل من سوی توست

روی نیکو از من بد روز پوشیدی ولی
چشم نیکویی هنوزم از رخ نیکوی توست

از همه سیمینبران بردی به زور پنجه دست
ناتوانی را چه تاب ساعد و بازوی توست

لب گزی چون گویمت آزار جان من مجوی
جان من آزار جان جستن همانا خوی توست

دل به صد شاخ است در بستان صنوبر را چو من
گوییا دلداده سرو قد دلجوی توست

یک زمان پهلوی ما یک لحظه پهلوی رقیب
راحت و رنجی که ما را هست از پهلوی توست

نیست جامی را نوایی جز سرود عشق تو
تو گل نورسته‌ای او بلبل خوشگوی توست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}