شمارهٔ ۲۱۶

غزلیات

دی که آن نازنین سخن می گفت
با رفیقان حدیث من می گفت

سوی من بود اشارت غمزه
گرچه با دیگران سخن می گفت

نمک ریش دل فگاران بود
هر چه آن شوخ غمزه زن می گفت

صبحدم باد ازان شمایل خوب
نکته ای چند در چمن می گفت

لطف آن قد ز سرو می پرسید
وصف آن روی با سمن می گفت

پیش گل گاه ازان لطافت تن
گاه ازان بوی پیرهن می گفت

بهر مرغان صبح جامی نیز
حال شب های خویشتن می گفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}