شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

آن سنگدل چو پیش اسیران غم نشست
یارب سبب چه بود که بسیار کم نشست

خواهم نشست با تو همی گفت یک دو روز
اکنون که کرد وعده وفا یک دو دم نشست

گر نیست در کفم گلی از روضه حرم
این بس که خار بادیه ام در قدم نشست

گر خفت زیر ریگ بیابان تنش چه باک
آن را که مرغ روح به بام حرم نشست

شد بر دلم مجال طپیدن عظیم تنگ
در سینه بس که تیر تو پهلوی هم نشست

سیل سرشک من نرود ز آستان تو
چون سایلی که بر در اهل کرم نشست

جامی به روی خود چو در وصل بسته دید
در کنج صبر روی به دیوار غم نشست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}