شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

ای خاک ره تو عرش را تاج
یک پایه ز قدر توست معراج

تو در یتیمی و تو را جای
برتر ز همه چو درة التاج

فخر تو به فقر و تاجداران
آورده به فرق بر درت باج

در تیره شب ضلال خذلان
نور تو شده سراج وهاج

آیات تو در زمانه ظاهر
چون شبگون خط ز صحفه عاج

بر روی زده کف خجالت
با جود کف تو بحر مواج

مشتاق ره تو را مغیلان
در زیر قدم حریر و دیباج

جامی که ز تندباد عصیان
شد خرمن طاعتش به تاراج

اکنون ره معذرت گرفته
مسکین به شفاعت تو محتاج

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}