شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

آن قوم که احرام سر کوی تو بستند
تا سر ننهادند به راهت ننشستند

هر چند که هرگز می و میخانه ندیدند
همواره ز شوق لب میگون تو مستند

خوش حال شهیدان فراق تو که باری
رفتند و ازین داغ جگرسوز برستند

زینسان که تو را دوست گرفتند محبان
ترسم که ازین پس به خداییت پرستند

منبرشکنان را چه ترقی شود از وعظ
زینسان که فرود آمده در پایه پستند

از دام علایق به غم عشق توان جست
خوشوقت کسانی که ازین دام بجستند

چون جام تنک بود دل نازک جامی
کز سنگ ستم سیمبرانش بشکستند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}