شمارهٔ ۳۰۴

غزلیات

جان از آن لب‌ها حکایت می‌کند
طوطی از شکر روایت می‌کند

هرکه می‌گوید حدیث سلسبیل
زان لب نوشین کنایت می‌کند

از رقیبان می‌کند پهلو تهی
جانب ما را رعایت می‌کند

چشم شوخش می‌کشد تیغ جفا
لعل جان‌بخشش حمایت می‌کند

دور ازان لب جان یکی نالان نی است
«بشنو از نی چون حکایت می‌کند»

زان لب همچون شکر مانده جدا
«از جدایی‌ها شکایت می‌کند»

قتل جامی را چه حاجت زخم تیغ
غمزه‌ای او را کفایت می‌کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}