شمارهٔ ۳۹۲

غزلیات

دل قدت را بلاست می‌گوید
کج نگویم که راست می‌گوید

هرکه را دیده شد غبار درت
دیده را توتیاست می‌گوید

درد خود بی‌تو هرکه را گفتم
درد تو بی‌دواست می‌گوید

لب تو خط فزود می‌گویم
لب من جان‌فزاست می‌گوید

تیر من گفت در دلت حیف است
آنچه در دل مراست می‌گوید

قتل من کار توست می‌گویم
قتل تو عار ماست می‌گوید

هست هر مو ز زلف او عمری
جامی این عمرهاست می‌گوید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}