شمارهٔ ۳۹۷

غزلیات

یار کز ساعد آستین بر زد
بهر تاراج عقل و دین برزد

دست مهرش گرفت جیب دلم
گرچه دامن به قصد کین بر زد

داغ سودا نهاد بر دل گل
تا به رخ خال عنبرین بر زد

رخنه در قبله نیازم کرد
تا به ابروی ناز چین بر زد

نیست آن خط که خاتم جم را
مور مشکین سر از نگین بر زد

سوخت عالم چو شعله آهم
علم از جان آتشین بر زد

نیست بر خاک جامی این لاله
داغ او شعله از زمین بر زد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}