شمارهٔ ۵۲۷

غزلیات

حدیثی مشکل و سری ست مغلق
که در کون و مکان کس نیست جز حق

حقیقت واحد است و وحدت او
بود مرد محقق را محقق

ولیکن ز اختلاف اعتبارات
گهی باشد مقید گاه مطلق

مجرد یابیش ز اطلاق و تقیید
اگر جلباب هستی را کنی شق

چو بندی از تصاریف شیون چشم
تو را مصدر نماید عین مشتق

کند هر دم بیان این نکته را عشق
ولی عقلش نمی دارد مصدق

نبخشد جان جامی را خلاصی
ز قید عقل جز جام مروق

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}