شمارهٔ ۵۳۹

غزلیات

چو جزو لایتجزاست آن دهان بی شک
چگونه جان منش گشت جزو لاینفک

تهی ست سبحه زاهد ز گوهر اخلاص
هزار بار من آن را شمرده ام یک یک

به تیغ حادثه گردون کجا تواند کرد
نهان ز نامه عشقت حکایت ما حک

من آن نیم که شوم تارک سجود درت
گرم رسد به مثل از تو تیغ بر تارک

غمت مباد ترشح کند ز سینه چاک
ز غمزه کاش به هم دوزیش به یک ناوک

دبیر صنع نوشته ست گرد عارض تو
به مشک ناب که الحسن و الملاحة لک

بشوی دل ز قوانین عقل و دین جامی
که سر عشق بدینها نمی شود مدرک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}