شمارهٔ ۵۴۹

غزلیات

برانم از عقب کوچ کرده خود بوک
زند جمازه سعیم به خیمه گاهش چوک

کجا به خیمه گه او رسد جز آن رهرو
که گامزن چو جهاز است و بارکش چون لوک

ز آفتاب رخش دور مانده ام شاید
اگر کبود کنم جامه چون فلک زین سوک

ز فرق ساخته پای و ز تاج زر نعلین
ملوک بهر سلوک رهش بلوک بلوک

غریق لجه عرفان خموش چون ماهی
به هرزه نعره زنان واعظ از کناره چو غوک

ز کف مده سر رشته که پیرزن داند
کز اوست گردش چرخ وز چرخ گردش دوک

مکن مبالغه در شرح درد دل جامی
مباد کلک تو را خون فرو چکد از نوک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}