شمارهٔ ۶۰۲

غزلیات

به ناخن سینه خود می خراشم
ز دل جز حرف عشقت می تراشم

بسی گمنام تر بودم ز ذره
بدینسان مهر رویت ساخت فاشم

نباشد عیش من جز یاد آن روی
ببین ای پندگو حسن معاشم

دو عالم گفتی ارزد ژنده فقر
چنین ارزان منه نرخ قماشم

ز دیده کرده ام پر دامن از در
بیا تا در قدم های تو پاشم

فتد در ساکنان سدره هر صبح
خروش از ناله های دل خراشم

مرا گفتی سگ من باش جامی
سگ تو گر نباشم پس چه باشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}