شمارهٔ ۶۳۵

غزلیات

در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته ام
بهر رسیدن چو تو ماهی نشسته ام

گویند یک نگاه ز دور از توام بس است
من هم در آرزوی نگاهی نشسته ام

هرگز چو پیش روی تو راهم نمی دهند
بی راه و روی بر سر راهی نشسته ام

پیش درت به خاک مذلت فتاده ام
گویی به صدر مسند جامی نشسته ام

دور از تو زیستن گنه آمد مرا مران
کاین جا برای عذر گناهی نشسته ام

چون نیست محرمی که زنم پیش او دمی
دمساز اشک و همدم آهی نشسته ام

جامی صفت گرفته به کف عرض حال خویش
در شاهراه موکب شاهی نشسته ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}