شمارهٔ ۶۴۰

غزلیات

اگر چه پاره شد از غم هزار باره دلم
گرفت خو به فراق تو پاره پاره دلم

چو شد ز خون جگربسته روزن دیده
ز چاک سینه رخت را کند نظاره دلم

ستاره ای ست سرشکم که در شب هجران
برد به شهر عدم راه ازان ستاره دلم

به دور ساغر لعلت درست کی ماند
اگر بود چو دلت فی المثل ز خاره دلم

اگر شمار اسیران زلف خویش کنی
مباد آنکه نیاید درین شماره دلم

هوای وصل تو باز آردش اگر صد بار
جهد ز آتش عشق تو چون شراره دلم

مگو که قطره خون در کنار جامی چیست
چو دیده موج زد افتاد در کناره دلم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}