شمارهٔ ۶۶۳

غزلیات

دهی شراب که بر نغمه رباب خورم
چو من خراب ربابم چرا شراب خورم

دهم به تشنه لبان کاسه شراب و دهان
کنم ز گوش و می از کاسه رباب خورم

سفال دردی مستان عشق ازان می به
که از خم فلک و جام آفتاب خورم

مرا چه حاجت بزم کسان چنین که مدام
ز خون دیده شراب و ز دل کباب خورم

ز وعده تو چه حاصل که تشنگی نبرد
به جای آب فریبی که از سراب خورم

مگو که می برهاند تو را ز تلخی هجر
که بی لب تو نه می بلکه زهر ناب خورم

ز بس که تشنه لبم بی لب تو چون جامی
شراب را چو به دستم فتد چو آب خورم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}