شمارهٔ ۶۷۰

غزلیات

شبها که داغ فرقت آن ماه می کشم
تا روز ناله می کنم و آه می کشم

زان مه نمی کنم گله کین محنت و بلا
از بخت تیره و دل گمراه می کشم

شبهای خویش را که ز زلفش سیاه شد
از رویش انتظار سحرگاه می کشم

تا تاج شد به فرق سرم گرد دامنش
دامن ز تخت و منزلت و جاه می کشم

جان می برم به تحفه گدایان دوست را
نقد حقیر در نظر شاه می کشم

از عاشقی نصیب من این شد که روز و شب
جور رقیب و طعنه بدخواه می کشم

جامی چو کاه شد تنم از ضعف و من هنوز
کوه غمش به قوت این کاه می کشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}