شمارهٔ ۶۸۲

غزلیات

چون مرا دولت آن نیست که دیدار تو بینم
به سر کوی تو آیم در و دیوار تو بینم

من که باشم که توانم گلی از باغ تو چیدن
اینقدر بس که یکی خار ز گلزار تو بینم

تا شدی شهره چو خورشید همه ماهوشان را
ذره سان بی سر و پا گشته هوادار تو بینم

زاهدان در هوس طوبی و اندیشه جنت
من در آن غم که چه سان قامت و رخسار تو بینم

چون به راه تو شود خاک تنم باد سلامت
چشم خونبار که باری قد و رفتار تو بینم

تویی آن یوسف ثانی که عزیزان جهان را
جان نهاده به کف دست خریدار تو بینم

نرسد هیچ کس ای جان به گرفتاری جامی
زین همه عاشق بیدل که گرفتار تو بینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}