شمارهٔ ۶۹۹

غزلیات

هر شب به پاسبان تو جان در میان نهم
آنگه رخ نیاز بر آن آستان نهم

گفتی رخم ببین و به جان منتم بکش
فرمان برم به دیده و منت به جهان نهم

پای مرا به قید وفا استوار کن
زان پیش کز جفای تو سر در جهان نهم

شبها ز شوق روی تو با چشم اشکبار
بنشینم و نظر به مه آسمان نهم

هر غم که یابم از تو نهان سازمش به دل
وانگه بر او ز داغ تو مهر و نشان نهم

مپسند کز تو صید بود بهره مند و من
محروم وار چشم به تیر و کمان نهم

جامی ز شیخ صومعه نگشود سر عشق
آن به که رو به خدمت پیر مغان نهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}