شمارهٔ ۷۳۳

غزلیات

ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون
وجهک «شمس الضحی » نحن له عابدون

ابرو و قد خوشت صورت «نون والقلم »
نقش خط دلکشت معنی «ما یسطرون »

خامه ابداع را چون الف قامتت
نامده یک حرف خوش بر ورق کاف و نون

کس حرکت با سکون جمع ندیده ست ازان
با حرکات خوشت رفت ز جانم سکون

کوهکن از بیستون ساخت به صنعت ز سنگ
من شدم ای سنگدل کوه بلا را ستون

حاصل بی حاصلان چیست جدا از درت
جانی و صد گونه درد چشمی و صد قطره خون

در ز صدف دور ماند شهر گهر از کان جدا
حسرت لعلت نرفت از دل جامی برون

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}