شمارهٔ ۷۴۷

غزلیات

روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
می سوخت ز آتش تو دل دردناک من

سررشته وصال تو گر آمدی به کف
پیوند یافتی جگر چاک چاک من

هر چند دل ز یاری خود پاک بینمت
دانم سرایتی بکند عشق پاک من

روزی که می نوشت قضا نامه اجل
شد نامزد به تیغ جفایت هلاک من

جامی مجوی خوش دلی از من که در ازل
آمیختند با غم و درد آب و خاک من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}