شمارهٔ ۷۸۷

غزلیات

شدم بهر تو خاک راه خوبان
یکی زین سو خرام ای شاه خوبان

ز خورشید رخت جز پرتوی نیست
فروغ عارض چون ماه خوبان

نباشد جز دلی آیینه آیین
نظرگاه دل آگاه خوبان

همین عشق است و بس بر موجب حسن
نکویی خواه عز و جاه خوبان

گرانی گو ببر جان زانکه کردم
حریم سینه منزلگاه خوبان

مرا از هر چه در عالم سری بود
نهادم آن هم اندر راه خوبان

ز دولتخواهی توست اینکه جامی
بود پیوسته دولتخواه خوبان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}