شمارهٔ ۷۹۴

غزلیات

با این جمال همدم مستان عشق شو
یک بار الست گوی و هزاران بلی شنو

در جام می ز لعل تو یک شمه یافتم
اسباب علم و فضل به میخانه شد گرو

جز تخم آرزوی تو در دل نکشته ایم
فرخنده ساعتی که رسد کشته را درو

گفتم تمام خرمن عمرم به باد شد
لعلت به خنده گفت که بر ما به نیم جو

با این فسردگی نتوان راه عشق رفت
دستی بزن به دامن مردان گرمرو

خواهی که نقد حال تو گردد حدیث عشق
این نکته می شنو ز حریفان و می گرو

جامی فسانه های کهن ذوق ده نماند
اسرار عشق تازه کن از گفته های نو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}