شمارهٔ ۸۳۶

غزلیات

میوه باغ بهشت بلکه ازان نیز به
سیب زنخدان توست متعناالله به

خرقه پشمین چو به عاشق غمدیده را
کرده ام از غم به بر خرقه پشمین چو به

شد دل خلقی اسیر چند نهی گرد رخ
زلف شکن بر شکن جعد گره بر گره

زلف چو در پاکشان بگذری از بوی مشک
سوی تو عشاق را ره نشود مشتبه

شاهی و خوبان سپاه شکر چنین قدر و جاه
یاد اسیران بکن داد فقیران بده

با قد خم یافته رشته اشکم نگر
ناوک آه مراست آن چو کمان این چو زه

در بر جامی دلش می طپد از دست تو
تا دلش آید به دست بر دل او دست نه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}