شمارهٔ ۸۶۲

غزلیات

سلام الله ما ناحت حمامه
لفقد الالف او جادت غمامه

علی اکناف واد فیه حلت
سعاد بالسعادة والسلامه

اگر در نامه درد دل نویسم
شود گلگون ز آب دیده نامه

وگر با خامه سوز سینه گویم
علم بیرون زند آتش ز خامه

همه عالم به طعن عشقبازی
زبان بگشاده بر من خاصه عامه

نیاید قصه دوری به پایان
ولو قلنا الی یوم القیامه

پشیمان شد ز لاف عشق جامی
ولکن لیس تجدید الندامه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}