شمارهٔ ۸۷۰

غزلیات

باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
تا مرهم پیشینه شود داغ پسینه

هیهات که شایسته غم های تو گردد
تا دل نشود پاک ز غل سینه ز کینه

پیش آ که به بر گیرمت ار طالب عشقی
کین درد سرایت کند از سینه به سینه

گنجی ست دل من که ز پیکان تو دارد
صد گوهر سیراب به هر کنج دفینه

دل جای غم توست نگه دارش از اغیار
شرط است ز شاهان جهان پاس خزینه

جانم سوی تن ز آرزوی خال تو آمد
چون مرغ که آید به زمین از پی چینه

تا یار کند میل غزل های تو جامی
از خون جگر رنگ کن اوراق سفینه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}