شمارهٔ ۸۷۸

غزلیات

ای سر زلف تو گره بر گره
در دل ما صد گره از هر گره

کار فرو بسته ما را بود
با سر زلف تو برابر گره

قد من و رشته جان از غمت
هست یکی حلقه و دیگر گره

می نهد از عارض و زلفت صبا
بر سمن از غالیه تر گره

طره شمشاد بود کالت
بسته به بالای صنوبر گره

آن نه حباب است که بی لعل تو
باده شود در دل ساغر گره

گفته جامی ز سر زلف تو
رشته سحر است سراسر گره

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}