شمارهٔ ۹۳۵

غزلیات

مرا بر دل است از تو چون کوه باری
وز آن کوه چشمم بود چشمه ساری

وز آن چشمه سار است هر دم دمیده
ز خون جگر گرد من لاله زاری

چه باشد که روزی به عزم تماشا
فتد سوی این لاله زارت گذاری

نروبم رهت را به مژگان که ترسم
نشیند به دامان پاکت غباری

خوشا آنکه تو جان و من بوسه خواهم
تو نی گوییم در جواب و من آری

ز راه کرم پای بر دیده ام نه
که دارم به ره دیده اشکباری

به مرهم مداوا مکن زخم جامی
که باشد ز تیغ تواش یادگاری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}