شمارهٔ ۹۷۱

غزلیات

ز چشمت چشم آن دارم که گاهی
کند سوی گرفتاران نگاهی

فروغ روی تو از یاد من برد
که وقتی آفتابی بود و ماهی

فرو ماند از قدت در بوستان سرو
به طوبی کی رسد شاخ گیاهی

به جز روی تو گر دیده ست چشمم
نمی بینم ازین افزون گناهی

اگر بپذیری اینک می فرستم
ز آب دیده سویت عذرخواهی

گواه آه سردم صبحدم بس
که دید از صبح صادق تر گواهی

ندانم در دل جامی چه سوز است
که آهی می کشد باز و چه آهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}