شمارهٔ ۹۷۸

غزلیات

شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی
نداشتم من بیدل جز این تمنایی

کجا کند چو تویی یاد چون منی هیهات
همی پزم پی تسکین خویش سودایی

هزار بوسه زنم ز آرزوی پابوست
چو در ره تو نشان یابم از کف پایی

دلم ز هر دو جهان در غمت ازان یکتاست
که در زمانه نداری به حسن همتایی

هزار سرو و گل از باغ خاطرم رسته ست
ز فکر قامت و رخسار سرو بالایی

نه رنج خار و نه تشویش باغبان شب و روز
به دیده دل و جان می کنم تماشایی

مده به عشوه صورت عنان دل جامی
که هست در پس این پرده صورت آرایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}