شمارهٔ ۹۹۷

غزلیات

آسوده دلا حال دل زار چه دانی
خوان خواری عشاق جگرخوار چه دانی

شب تا به سحر خفته به خلوتگه نازی
بی خوابی این دیده بیدار چه دانی

هرگز نخلیده به کف پای تو خاری
آزردگی سینه افگار چه دانی

ای فاخته پروازکنان بر سر سروی
درددل مرغان گرفتار چه دانی

کار دل رندان بلا دیده بود عشق
ای زاهد مغرور تو این کار چه دانی

نادیده ز خاک ره او کحل بصیرت
با بی بصری لذت دیدار چه دانی

جامی تو و جام می و بیهوشی و مستی
راه و روش مردم هشیار چه دانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}