شمارهٔ ۱۰۰۷

غزلیات

نازنینا ز نیاز شبم آگاه تویی
واقف آه و دم سرد سحرگاه تویی

ماه را این همه آیین شب افروزی چیست
گر نه بنموده رخ از آینه ماه تویی

بود دلخواه مصور که کشد نقش ملک
نقش انگیخته بر موجب دلخواه تویی

برشکن انجمن انجم و مه را کامروز
آفتاب فلک منزلت و جاه تویی

با تو در ملک ملاحت نسزد شاه دگر
خوش بران رخش که هر جا که روی شاه تویی

در ره عشق به جز محنت و غم نیست ولی
چه غم از محنت راه است چو همراه تویی

حاجت قبله صورت نبود جامی را
قبله حاجتش المنة لله تویی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}