شمارهٔ ۸

قصاید

منم که تاج سر چرخ خاک پای من است
چو ذره رقص کنان مهر در هوای من است

قطار روز و شب افتاده سایه و نوری
ز اوج کنگره کاخ کبریای من است

به آفتاب کجا سر درآورم که چو او
هزار خشت زر افتاده در فضای من است

ز ماه کاسه به کف هر شب از شهاب عصا
فلک طواف کنان گرد در گدای من است

نه شب به ماه بود حاجت و نه روز به مهر
چنین که روی زمین روشن از ضیای من است

ز یمن بزم شه و ساقیان حور نژاد
حریم روضه رضوان حرمسرای من است

کند نزول ز من هر زمان به جای دگر
چه لطف ها که ز هر منزلش به جای من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}