شمارهٔ ۱۶

قطعات

جامی به روی خاک چو یک زنده یافت نیست
خوشوقت مردگان که ته خاک خفته اند

گردی ز رهروان ره صدق مانده بود
آن هم کنون ز ساحت ایام رفته اند

قومی رسیده اند که در کارگاه فضل
هرگز دری به مثقب فکرت نسفته اند

خاری به جان اهل دلی گر خلیده است
چون سبزه گشته خرم و چون گل شکفته اند

خاطر مدار رنجه اگر عیب ها ز تو
هر جا نموده باز و هنرها نهفته اند

از کج چه اعتبار اگر کج نموده اند
بر راست چیست طعنه اگر راست گفته اند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}