جامی
شمارهٔ ۴۱
قطعات
تا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دست
نامدت باور که ناید هیچ کار از دست تو
چیست دانی جنبش دستت چنین بی اختیار
یعنی ای غافل برون است اختیار از دست تو
جامی
قطعات
تا نیفتادت ز کار ای پیر کار از رعشه دست
نامدت باور که ناید هیچ کار از دست تو
چیست دانی جنبش دستت چنین بی اختیار
یعنی ای غافل برون است اختیار از دست تو
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}