شمارهٔ ۶ - معماها

سایر اشعار

حاشا که نهم من از معما دامی
تا صید کنم ز نامجویی کامی

پختم هوسی بود ز چون من خامی
بر صفحه ایام بماند نامی

***

بیچاره حکیم عمری اندیشه گماشت
تدبیر غنا ز کیمیا می پنداشت

خاک سر کوی فقر را حال چو دید
در حال حکیم کیمیا را بگذاشت

***

تا خطت شد بلای دین ما را
بینی از حال دین حزین ما را

***

ماه و خور خالی ز میلی نیستند
پیش رویت تا به خدمت ایستند

***

چه خوش باشد که در کاشانه غم
دو همدم درد دل گویند با هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}