شمارهٔ ۱۰

غزلیات

چرخ کبود هرشب و رخشان ستاره‌ها
دودی‌ست زآتش من و در وی شراره‌ها

لاغر تنم ز گریه پر از قطره‌های خون
باریک رشته‌ای‌ست در او لعل پاره‌ها

یکچند در نظاره رویت گذشت و نیست
جز آب دیده حاصل من زان نظاره‌ها

در باغ لطف چون خط و رخسار تو که دید
یک گل که مشک تر دمدش بر کناره‌ها

بیچاره‌ای‌ست لایق وصلت که در فراق
دست هوس گسست ز دامان چاره‌ها

مستی به مهد ناز چه دانی که در غمت
پهلو به خارهاست شبم پا به خاره‌ها

کرده‌ست جامی از گهر وصف لعل تو
در گوش شاهدان سخن گوشواره‌ها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}