شمارهٔ ۱۵

غزلیات

مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها
طیب الله بها وقت کرام شربوها

هر طرف باده به کف درد کشانند نشسته
احسن الناس نفوسا و قلوبا و وجوها

عشق بحریست عجب ژرف که از موج پیاپی
کرده جوهای شگرف است روان از همه سوها

بجه از جوی و درین بحر فکن کشتی خود را
که درین بحر شود متحد آخر همه جوها

ما عجب تشنه جگر رطل گران باده فراوان
زان به تنگیم که تنگ است دهانها و گلوها

عاشقان روی کی آرند به خوبان نکو رو
گر نبینند عیان روی تو را در همه روها

ما گدایان در میکده هاییم چو جامی
بارها کرده به دریوزه پر از باده کدوها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}