شمارهٔ ۱۹

غزلیات

بنازم آن سوار نازنین را
که برد از کف عنان عقل و دین را

اگر سلطان جمالش را ببیند
کند تسلیم او تاج و نگین را

چو نتوانم که بوسم نعل رخشش
به هر جا بگذرد بوسم زمین را

مراآن لطف ساعد گشت نی تیغ
چو برزد بهر قتلم آستین را

برآرد صوفی انگشت شهادت
چو بیند آن لب چون انگبین را

ز چین زلف چون بنمایدم روی
به یاد آرم نگارستان چین را

چو جامی جز رخش را سجده آرد
بشوید از خوی خجلت جبین را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}