شمارهٔ ۵۲

غزلیات

ای دو گیسوت شب قدر و برات
جان فدا کرده برات اهل نجات

یافت بر خاک درت جا سر من
نلت من بابک اعلی الدرجات

سبزه خط تو بالای لب است
برتر آمد ز شکر قدر نبات

بعد مرگم به وفا وعده دهی
می دهم جان به تمنای وفات

زخم تیغ تو دلم راست دوا
چون قلم می نکشم سر ز دوات

سر عرفان طلب از گرمروان
واقفان را چه وقوف ازعرفات

شعر جامی و سواد خط او
ظلمات است و در او آب حیات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}