شمارهٔ ۵۴

غزلیات

زهی عشق تو را بر کفرو دین پشت
رخت آتش زده بر جان زردشت

بود روشن ز رخسار و جبینت
که تو خورشید و ماهی پشت بر پشت

به وصف زلف تو کرده دبیران
سیاهی و قلم زانگشت و انگشت

به افسون باز نتوان رستن از عشق
نشاید مشعل صبح از نفس کشت

به آن غمزه مشو جامی مقابل
مزن با آن درفش از سادگی مشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}