شمارهٔ ۶۳

غزلیات

رخت روز طرب را بامداد است
سر زلفت شب غم را سواد است

تویی کعبه به هر شهری که باشی
چو مکه نام آن خیر البلاد است

ز آه چون عمود آتشم چرخ
به هر شب چون « ارم ذات العماد» است

نکو دار اعتقاد ای دل به خوبان
که رأس المال صوفی اعتقاد است

در اقلیم عدم رو کرده جانم
ز تو در آرزوی خیرباد است

در افسون خوانی دل خال و زلفت
یکی شاگرد و دیگر اوستاد است

سگت بگذار گو رسم دویی را
که جامی در مقام اتحاد است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}