شمارهٔ ۶۸

غزلیات

خانه دل خراب کرده توست
چشمه جان سراب کرده توست

خورد را چشم او ندیده به خواب
هر که بی خورد و خواب کرده توست

زاشک نومیدی و نم حسرت
دیده تر پر آب کرده توست

گرچه مویم سفید گشت چو شیر
چهره از خون خضاب کرده توست

تا تو رند و شرابخواره شدی
دل خلقی کباب کرده توست

چشم گریان من ز عکس لبت
ساغر پر شراب کرده توست

جامی و شعر خوش توو دشنام
شعرهایش جواب کرده توست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}