شمارهٔ ۹۰

غزلیات

مقام عارف عالی مقام بی وطنیست
طراز کسوت فقر و فنا وبرهنه تنیست

به گوش دهر ازین راستر سخن نرسید
که گوهر صدف بحر صدق کم سخنیست

چو نیست بنده آن شاه مکی و مدنی
ازان چه سود که مکیست خواجه یا مدنیست

گرفت گوشه چو خم شیخ پر شراب غرور
به محتسب که رساند که وقت خم شکنیست

به قبله روی و بتان در درون ز حرص و هوا
نه این خدای پرستیست بلکه برهمنیست

هوای عشق کنی همت از دو کون ببر
که این عروج نیاید ز همتی که دنیست

خجالتیست عظیم از رخ تو جامی را
که زخم تیغ فراق تو خورد و زیستنیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}